Monday, December 30, 2024

دفتر الحان -امیر حکیمی/آسمانا، تورنتو، دی1403


       آسمانا منتشر کرد:

(سه‌گانۀ عجایب یاد ـ کتاب دوم)

«دفتر الحان»

امیر حکیمی

 


[یادداشت نویسنده در آغاز کتاب]

 

«درود

 

به «عجایب یاد» خوش آمدید.

«دفتر الحان»، کتاب دوم از سه‌گانه‌ای است که نخستین دفتر آن پیش از این با نام «عجایب یاد» (آسمانا 2023، تورنتو)، منتشر شده و دفتر سوم، «شهرآشوب»، سپس، به امید ایزد.

***

تو را سپاس، دوست من، که یادگار را به آشیانه‌ات برده‌ای.

 تن آواره‌ را کنج کتابخانه‌ات وطن داده‌ای. 

که می‌خواستم راوی زندگی‌های من‌وتو باشم، بی‌شمار تن.

از من به تو رسیده، به زنجیرۀ سخن.

هر کجا نگریستم، در من، روبه‌روی من، همواره تو نشسته‌ای.

و زندگی ماست آنچه من و تو بدان چنان‌که من و تو قهرمان‌های داستانی دیگر از زندگی خود هستیم، ناگریز، می‌نگریم.

پس سرکشیده‌ام به سرگذشت‌ها.

به یاد و یادگار درگذشتگان دور، بسیار دور؛ و نزدیک‌تر، هرچه آمدم همان بود پرسش:

    آیا داستان ما در این دیار و روزگار، تنها سرنوشت من و تو بوده است؟

    پیش ازین نبوده‌اند مردمان دربند، چنین گرفتار ستم؟ 

ما، ایرانیان، همیشه پیش از این، سرگذشت‌ خویش را سرود ساخته‌ایم. گاهی در روان جاودان بیکران‌تنان قهرمان، خداینامه، شاهنامه و پهلوان‌نامه‌ها؛ گاه در لباس عاشقانۀ ترانه‌ها؛

بسیار دیده‌ایم شاعری همچو مردم جواهرساز، داستان زندگی خسروان و کی‌خسروان، به چاشنی درد و رمز روزگار خود، نوشته و گنج سخن یادگار گذاشته؛ مانند نظامی.

شاهدان، رازهای زیسته از واژه پیکره‌های ماندگار می‌ساختند.

قصیده‌پردازان بزرگ، در پس مدیحه‌های صنعتی، آینه‌های پوشیده کار می‌گذاشتند، هرچند منتقد و تاریخ‌نویس امروز سراسر مدح و نعت و ستایش سلطان و امیر و والی و سرداران‌ از آنها شنیده، سر خویش را گرفته و از بازخوانی آنها گریخته.

همچنین به چشم دیده‌ایم، گزارندۀ داستان خسروان، شود گزارش‌گر رهایی پرندگان. «منطق‌الطیر» در بهار «بوستان» روی در «گلستان» ــ

رازدار دانش زندگی و یاد مردمی.

«مردمی» در آن جهان درگذشته، از دل یگانه‌سروری مدیحه‌نامه‌ها، چگونه بر جای مانده و می‌ماند؟

چگونه راویان زندگی خسروان، ستایشگران سلطان محمود و مسعود و دیگران، «مردمی» را زنده نگه داشته‌اند؟  

دیده‌ایم، من و تو به چشم، مردمی که خویش را در سیاهچاله‌های ستم، اضطراب و انتظار چوبه‌های مرگ، جان را با خرد پاس‌دار، داد را سپاس.

رنج را به تن زیسته، گوهر سخن، هرآینه که راستی،

همچنان به رهنمایی خرد، روشنی راه ‌داشتند؛

از دل سیاه‌ بازداشتگاه‌ها، در میانۀ نبردهای بی‌هوده و بی‌پایان.

حافظ زندگی، سرزندگی، باور به آزادی و آزادگی؛

رسواگر دورویی، سالوس، زاهدانه‌زیستی؛

گنج را، جام جم و گنج‌های باستان، در غزل نهفت؛

زنجیره‌های تابان‌آهنگین؛

نه یک سرود، سرودها، سروده‌ها. کتاب مقدس.

شگفتا، ما در پناه گنبدی چنین بلند، این‌چنین در تاریکی و درمانده‌. تاروپود سرپناه، رنج و درد، خشم، آوارگی

ـ هرچند با چشم‌های تهی،

        همچنان در جست‌وجوی تاره‌های نور و چشمه‌های روشن. 

***

دفتر نخست، «عجایب یاد» در آمیزش با تاریخ معاصر از مشروطه تا امروز، سراد و سرود و سوکنامه شد.

«دفتر الحان»، برآیند بازخوانی‌های مکرر گنجینه‌های نظامی و در میان آنها گنج «خسروشیرین» است. این قطعه‌ها در مدت شش ماه، از اسفند 1399 تا شهریور 1400 ساخته و به پیروی از 30 لحن باربد، از سی قطعه پرداخته شد؛ و هر قطعه به نام یکی از نواهای باربد آراسته گردید. قطعۀ سی‌ام، «باغ شیرین» از 4 قطعۀ بهار، تابستان، خزان و زمستان ساخته شده و هر قطعه به یاد یکی از کارگردانان بزرگ معاصر ایرانی آمیخته است.

دو پیوست برای آشنایی خواننده با موسیقی و شعر ایران باستان، همچنین «باربد» در پایان، افزوده شده است. یکی نوشتۀ انوشه‌روان رضازادۀ شفق که یکصد سال پیش از این در مجلۀ «ایرانشهر» منتشر شده و دیگری نوشتۀ ایرانشناس بزرگ، شادروان، آرتور کریستن‌سن.

نگارۀ روی جلد زادۀ دید و ذوق تاریخی و هنری دوست بسیار عزیزم، آقای امیر شادلو است. درود و سپاس بی‌کران او را.

دوست دیرینه، جناب آقای دکتر شاهد طباطبایی را درود و سپاس بی‌شمار که هم هنگام ساختن این قطعه‌ها نگارنده را با راهنمایی‌های خود همراهی کرد و هم هنگام ویرایش و بازخوانی پایانی، فراوان یاوری رساند.

جناب آقای دکتر مهدی گنجوی، مدیر انتشارات آسمانا را بسیار درود و بسیار سپاس که در این روزگار فرهنگ‌ستیز همچون تک‌درخت ایستاده ماندن، بس بزرگی و از خود‌گذشتگی می‌خواهد.

دست آخر، «دفتر الحان» را پیش‌کش می‌کنم به همراه یگانه‌ام، که این همه تب شیفتگی و آشفتگی را تاب‌آور، همواره اوست.

  

 

                         امیر حکیمی

                         26آذر1403

سفارش کتاب : سایت لولو 

نشر : آسمانا ، تورنتو، 2024